غربت
مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام تا بفهمم عاقبت در جستجوی کیستم
در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق لب شکست از خشکی اما همچنان می ایستم
دسته بادی برگهای عمر سبزم را ربود گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم
او به روی آینه شب تا سحر غم میخورد تا بدانم سایه ی گمگشته ای از کیستم

یک روز می بوسمت ...
يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا منو مي بره جهنم ! فوقش مي شم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين
كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شي ! جهنم كه اومدي ، من اونجا پيدات مي كنم و دور از
چشم خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم

عاشقتم ...
دوستت دارم
کنار آشنایی تو آشیانه میکنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای ؟
و من برای زندگی تو را بهانه می کنم.
یادت هست ؟
عاطفه من ...
اگر می دانی در این جهان کسی هست که
با دیدنش رخسارت تغییر می کند ![]()
و صدای قلبت آبرویت را به تاراج می برد؛![]()
مهم نیست که او مال تو باشد.![]()
مهم این است که فقط باشد؛![]()
![]()
زندگی کند؛ لذت ببرد و نفس بکشد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام عاطفه خانمم ![]()
راستش هر کاری کردم دیدم این وبلاگمون را بیشتر از همه دوست دارم ![]()
احساس میکنم اینجا همون معبده منه ! وقتی که نیستی میام اینجا بازم انگار بوی تورو میده
و آرامش میگیرم ![]()
یکمی تغییراتی بهش دادم امیدوارم تو هم خوشت بیاد ![]()
دوستت دارم عاطفه من ![]()
![]()